نیاتور – مطالب خواندنی -> ترجمه داستان های کوتاه انگلیسی
تبلیغات
دسته ها
تبلیغات
آمار سایت
  • افراد آنلاين : 4
  • بازديد امروز : 35
  • بازديد ديروز : 216
  • بازديد کل : 56123
  • کل مطالب : 29
  • ديدگاه ها : 8

view بازديد : 304 category دسته: ترجمه داستان های کوتاه انگلیسی

 

McDonald, who was very sad, met his friend sandy in the street

He said to his friend: I can not make up my mind whether to marry a wealthy widow whom I don’t love or a poor girl whom I love very much

Sandy said: my dear friend, I advise you to listen to your heart and marry the poor girl that you love

- you are right sandy, I will marry the poor girl

- in that case, can you give me the widow’s adress

 

مک دونالد که خیلی غمگین بود دوستش “ساندی” رو در خیابون دید.او بدوستش گفت: من نمی تونم تصیمیم بگیرم که آیا با بیوه ثروتمندی ازدواج کنم که دوستش ندارم، یا با دختر فقیری که خیلی دوستش دارم؟

more ادامه مطلب ترجمه داستان کوتاه انگلیسی”ازدواج مک دونالد”

permalink comments
view بازديد : 343 category دسته: ترجمه داستان های کوتاه انگلیسی

 

Father glanced at his wallet and then looked hard at his wife and son

Thet boy has taken some money, He said

How can you be so sure? I might have done it, repkied his wife

Father shook his head and said: No you didn’t, there is some money left

پدر به کیف پولش نگاه کرد و سپس به زن و پسرش خیره شد و گفت:
این پسر از کیف من مقداری پول برداشته

more ادامه مطلب ترجمه داستان انگلیسی”پدر و کیف پول”

permalink comments
view بازديد : 298 category دسته: ترجمه داستان های کوتاه انگلیسی

The bride was anything but a tidy housewife. It bothered her very much until one evening 
when her husband called her from the hall
Darling , he said : wheres’s the dust on this table? I had a phone number written on it

 

عروس همه چیز بود بجز یه کدبانوی تمیز و پاکیزه، این جریان برای او ن دردسر درست میکرد تا اینکه یه روز…

more ادامه مطلب ترجمه داستان کوتاه انگلیسی “عروس”

permalink comments
صفحات سایت